تبلیغات
♥ آسمان پر ستاره شیراز ♥ وبلاگ متنوع و جالب ♥ - مطالب ابر خاطره

♥ آسمان پر ستاره شیراز ♥ وبلاگ متنوع و جالب ♥

عکس,فیلم,کلیپ,آهنگ,نرم افزار,بازی,عاشقانه,آموزشی,علمی,مسابقه,دانلود,شیراز,داستان,کتاب,پزشکی,کسب در آمد,دوستیابی,طنز,پ ن پ,اخبار,

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ ♥ آسمان پر ستاره شیراز ♥ وبلاگ متنوع و جالب ♥ خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ جمعه 1392/11/25 ] [ ساعت 22 و 04 دقیقه و 26 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ دوشنبه 1392/09/11 ] [ ساعت 20 و 02 دقیقه و 23 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ دوشنبه 1392/06/25 ] [ ساعت 23 و 09 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]



خاطرات به دختر جوان :


یکی از دوستام با یه پسر خیلی پولدار دوست شده بود و تصمیم داشت هر طور شده باهاش عروسی کنه ،


تو یه مهمونی یه دفعه از دهنش پریدکه 5 ساله دفتر خاطرات داره و همه چیزشو توش می نویسه ،


این آقا هم گیرداد که دفتر خاطراتتو بده من بخونم!


از فردای اون روز مژگان و من نشستیم به نوشتنه یه دفتر خاطرات تقلبی واسش ،


من وظیفه قدیمی جلوه دادنشو داشتم ، 10 جور خودکار واسش عوض کردم ، پوست پرتقال مالیدم به بعضی برگاش ...، چایی ریختم روش ...


مژی هم تا می تونست خودشو خوب نشون داد و همش نوشت از تنهایی و من با هیچ پسری دوست نیستمو خیلی پاکم و اصلا دنبال مادیات نیستم و فقط انســــانیت برام مهمه و ...


بعد از یک هفته کار مداوم ما و پیچوندن آقای دوست پسر ، دفتر خاطراتو بُرد تقدیم ایشون کرد ...


آقای دوست پسر در ایکی ثانیه دفتر خاطرات رو بر فرق سر مژی کوبید و گفت :منو چی فرض کردی؟


اینکه سالنامه 1390 هست!  تو 5 ساله داری تو این خاطره می نویسی؟


و اینگونه بود که مژی هنوزمجرد است ...






طبقه بندی: خاطرات، عاشقانه ها، داستان و رمان، همه ی مطالب، جک و مطالب طنز،
برچسب ها:خاطره، دختر، دختر جوان، دوستی با پسر، دفتر خاطرات، دوست پسر و دوست دختر، طنز،

[ چهارشنبه 1392/06/20 ] [ ساعت 16 و 33 دقیقه و 39 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]


داستان امیلی

ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره ی پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند
:

>> امیلی عزیز، عصر امروز به خانه ی تو می آیم تا تو را ملاقات کنم. "با عشق، خدا"امیلی همان طور که با دستهای لرزان نامه را روی میز می گذاشت، با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکر ها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت: «من، که چیزی برای پذیرایی ندارم
پس نگاهی به کیف پولش انداخت. او فقط 5 دلار و 40 سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید. وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مرد فقیری را دید که از سرما می لرزیدند.مرد فقیر به امیلی گفت: "خانم، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان است و گرسنه هستیم.




ادامه مطلب



طبقه بندی: عاشقانه ها، داستان و رمان، همه ی مطالب،
برچسب ها:ظهر یک روز سرد زمستانی، زمستان، ظهر، سرد، خاطره، خاطرات، داستان، یک روز سرد، داستان امیلی، امیلی، داستان کوتاه، داستان زیبا، داستان عاشقانه، داستان عارفانه، داستان جدید، داستانک، دانلود، داستان و رمان، رمان، پاکت نامه، نامه، نامه ی خدا، خدا، نعمت خدا، عشق خدا، عاشقانه، عشقولانه، داستان بسیار زیبای امیلی و خدا، امیلی و خدا، فقیر، کمک کردن، خیر بودن، فواید خیر بودن، فایده ی کمک به دیگران، کمک کردن به فقیران، کمک، عشق، عشقولی، نامه ی خدا به امیلی، معجزه، معجزه ی خدا، نامه ی خدا به بنده هاش، کمک به نیازمندان، داستان آموزنده،

[ شنبه 1392/06/16 ] [ ساعت 00 و 23 دقیقه و 57 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ چهارشنبه 1392/05/9 ] [ ساعت 18 و 39 دقیقه و 46 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ پنجشنبه 1392/04/27 ] [ ساعت 18 و 12 دقیقه و 47 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ یکشنبه 1392/04/16 ] [ ساعت 11 و 37 دقیقه و 53 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ یکشنبه 1392/04/16 ] [ ساعت 00 و 51 دقیقه و 46 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ جمعه 1392/04/14 ] [ ساعت 10 و 49 دقیقه و 49 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ جمعه 1392/04/7 ] [ ساعت 16 و 31 دقیقه و 08 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ جمعه 1392/04/7 ] [ ساعت 13 و 04 دقیقه و 33 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ پنجشنبه 1392/04/6 ] [ ساعت 13 و 13 دقیقه و 29 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]



سلام به دوست های بی معرفتم که بهم سر نزدن...

ببخشید که این مدت آپ نکردم و بهتون سر نزدم . زیاد حوصله ی نت نداشتم ...


عید همگیتون مبارک... ایشالا که سال خوبی داشته باشید و بهتون خوش بگذره


به من که خوش نگذشت واقعا نمیدونم چم شده . الکی الکی دارم افسرده میشم.







طبقه بندی: خاطرات، همه ی مطالب، دلنوشته های سارا، مطالب خودم (کپی ممنوع)،
برچسب ها:افسردگی، افسرده، خوش، خاطرات، خاطره، خاطرات سارا، دل نوشته، دل نوشته های سارا،

[ شنبه 1392/01/3 ] [ ساعت 22 و 04 دقیقه و 01 ثانیه ] [ sky ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه